تبليغاتX
××....کلبه هشتم عشق....××
××....کلبه هشتم عشق....××

عشق

تو به من خنديدي و نمي دانستي
من به چه دلهره سيب را از باغچه ي همسايه دزديدم
باغبان از پي من تند دويد
سيب را دست تو ديد
غضب آلود به من كردنگاه
سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك
و تو رفتي و هنوز

سالهاست كه در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تكرار كنان
مي دهد آزارم

و من انديشه کنان

  غرق اين پندارم
كه چرا خانه ي كوچك ما سيب نداشت



نوشته شده توسط آرش تاریخ شنبه سی ام اردیبهشت 1385 و ساعت 3:23

|+|

http://atishbare.blogfa.com

وقتی آموزگار از من پرسید ...

 وقتی آموزگار از من پرسید :عشق چند بخش است؟

دستم را بالا  بردم وگفتم یک بخش...

اما وقتی تو را شناختم فهمیدم که عشق سه بخش دارد:

۱. آتش تورا دیدن

۲.شادی با تو بودن

۳.اندوه بی تو بودن...

یا حق



نوشته شده توسط آرش تاریخ جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1385 و ساعت 5:16

|+|

http://atishbare.blogfa.com

 

عجب صبری خدا دارد:

اگر من جای او بودم ، همان يک لحظه اول ، كه اول ظلم را ميديدم از مخلوق بي وجدان ، جهان را با همه زيبائی و زشتی به روی يکدگر ويرانه ميکردم.

 

                                      

 

عجب صبری خدا دارد:

اگر من جای او بودم ، که ميديدم يکی عريان و لرزان ، ديگری پوشيده از صد جامه رنگين ، زمين و آسمان را ، واژگون   می کردم.

 

                                     

 

عجب صبری خدا دارد: 

اگر من جاي او بودم . براي خاطر تنها يكي مجنون صحرا گرد بي سامان ، هزاران ليلي ناز آفرين را كو به كو ، آواره و ديوانه ميكردم .

 

                                 

عجب صبری خدا دارد:

اگر من جای او بودم ، که در همسايه صدها گرسنه ،   بزمی  گرم عيش و نوش ميديدم ، نخستين نعره مستانه را خاموش آندم ، بر لب پيمانه می کردم.

 

 

 

عجب صبری خدا دارد:

اگر من جای او بودم ، نه طاعت ميپذيرفتم ، نه گوش از بهر استغفار اين بيداد گرها تيز کرده ، پاره پاره از کف زاهد نمايان ، تسبيح صد دانه ميکردم.

 

                                 

عجب صبری خدا دارد:

اگر من جای او بودم ، بگرد شمع سوزان دل عشاق سرگردان ، سراپای وجود بی وفا معشوق را ، پروانه ميکردم.

  

عجب صبری خدا دارد چرا من جای او باشم همين بهتر که او خود جای خود بنشيند و تاب تماشای تمام زشتکاری های اين مخلوق را دارد وگرنه من به جای او چه بودم. يک نفس کی عادلانه سازشی با جاهل و فرزانه می کردم.

 

عجب صبری خدا دارد.

            عجب صبری خدا دارد....

 



نوشته شده توسط آرش تاریخ پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385 و ساعت 13:6

|+|

http://atishbare.blogfa.com

دلتنگی

 

درونم از غصه و ماتم

مثال روح بی خوا ب است

دلم غمگین

تنم سنگین

سرابی در چشم رنگین

خودم شرمگین

از این ننگی که در خواب است

*                    *                              *                 *

 

ولی میامو حرفای شما رو میخونم

بهم سر بزنین ها

تنهام نزارین 



نوشته شده توسط آرش تاریخ پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385 و ساعت 12:51

|+|

http://atishbare.blogfa.com

پری ...

Image hosting by TinyPic



نوشته شده توسط آرش تاریخ پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385 و ساعت 12:50

|+|

http://atishbare.blogfa.com

فقر و ثروت

Image hosting by TinyPic

 

هیچ کس فکر نکرد..

که در آبادی ویران شده..

دیگر نان نیست..

و همه مردم شهر ..

بانگ برآوردند ...

که چرا سیمان نیست ؟

و کسی فکر نکرد ...

که چرا ایمان نیست ؟

زمانی شده است...

که به غیر از انسان ...

هیچ چیز ارزان نیست ...

 



نوشته شده توسط آرش تاریخ پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385 و ساعت 12:47

|+|

http://atishbare.blogfa.com

آدما......

 

ادما تو زندگي ممكنه خيلي از چيزارو داشته باشند.

ممكن هم هست اونا رو اصلا نداشته باشند.

اما همشون يه چيزو دارند. يه چيز كه فقط مال

خودشونه. و تو اون چيز با هم مشتركند.

اونم فكرشونه روياشونه. اونا با اينا به هر

كجا كه دوست داشته باشتد ميرند. به هر چي كه

دلشون ميخواد ميرسند.به اون چيزايي كه شايد

اونا رو اصلا تا حالا نديده باشند ولي دوستشون دارند.

پس. روياي منو ازم نگير عشق من...




نوشته شده توسط آرش تاریخ پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385 و ساعت 12:45

|+|

http://atishbare.blogfa.com

حقیقت زیبا

خدایا ! خودخواهی را چندان در من بکش یا چندان بر کش تا خودخواهی دیگران را احساس نکنم و از آن در رنج نباشم.

خدایا ! به هر که دوست می داری بیاموز که عشق از زندگی کردن بهتر است و به هر که دوست تر می داری بچشان که دوست داشتن از عشق برتر است.

خدایا ! رحمتی کن تا ایمان نام و نان برایم نیاورد, قوتم بخش تا نانم را و حتی نامم را در خطر ایمان افکنم.

خدایا !همواره مرا هوشیار و آگاه دار تا منی را که"می خواهم باشم" قربانی منی که"می خواهند باشم" نکنم.

 خدایا! به من "تقوی ستیز" بیاموز تا در انبوه مسئولیت نلغزم و از "تقوی پرهیز"مصونم دار تا در خلوت عزلت نپوسم.

خدایا ! اضطرابهای بزرگ, غم های ارجمند و حیرتهای عظیم را به روحم عطا کن.

"آمین"



نوشته شده توسط آرش تاریخ جمعه پانزدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 11:59

|+|

http://atishbare.blogfa.com

خدایش نظر یادتون نره

 دوتا مگس سر يه گه نشسته بودن داشتن گه خوري ميكردن مگس اوليه ميگه:‌ميدوني اين گهي كه ما ميخوريم مال يكي كه اسهال شده بود مگس دومي ميگه:اه  سر غذا حالم رو به هم نزن.

 

يكي ميره كارت پستال فروشي و ميگه آقا كارتي دارين كه روش نوشته باشه تو تنها عشق مني؟ يارو ميگه بله. ميگه پس لطفا 16 تا بدين!

 

 یه روز يه تركه 100 تا بليط اتو بوس ميخره ميده به راننده ميگه :اقا دربستي

 

 موش اول:من با فنر تله موش وزنه برداري ميكنم . موش دوم: مزه عرق من مرگ موشه .موش سوم موبايلش زنگ ميزنه ميگه الان اومدم رفيقاش ميگن كجا ميگه بروبچ يه گربه آوردن ترتيبشو بديم.

 

توي ديوانه خونه همه ديوانه ها دست ميزنن بجز يكي ميگن حتما خوب شده ببريمش بفرستيم خونه ازديوانه ميپرسن چرا دست نميزني ميگه آخه من عروسم

 

 جوجهه با مامانش دعواش مي شه ، مي ره تو کوچه مي شينه و داد میزنه پیشی بيا منو بخور.

 

 يه روز تركه يه شماره تلفن پيدا ميکنه زنگ ميزنه ميگه: ببخشيد آقا من شمارتونو پيدا کردم آدرس بديد براتون بيارم!

 

ترکه جلوی دوست دخترش می گوزه ، میگه ای بابا بازم اس ام اس فرستادن

 

ترکه تو سالن غذاخوری داد میزنه بربری ، بربری میخوام میگن چی شده میگه هیچی بابا آب تو گلوم گیر کرده.

 

از تركه ميپر سن FBI يعني چي ؟ ميگه فدراسيون بسكتبال ايران.

 

ترکه میره مهمونی بهش میگن راحت باش میگوزه.

 

يه روز يه تركه ميره جهنم بمب ميذاره همه شهيد ميشن ميرن بهشت.

 

تركه مي‌ميره مي‌ره اون دنيا، ازش مي‌پرسن چي شد مردي؟ ميگه داشتم شير مي‌خوردم. مي‌گن اِ؟ شيرش فاسد بود؟ مي‌گه نه بابا. گاوه يهو نشست!

 

کدام گزینه صحیح است؟

انرژیِ هسته ای حق مسلم

1- ماست

2- سر شیر

3- دوغ آبعلی

4-اطلس طلائی

 

 كدام گزينه صحيح است؟(چون المپيادي هست سوال 5 تا گزينه داره)(چون خودم المپياد قبول شدم دارم ميگما از نوع رياضيش)

؟؟ انرژي هسته اي ؟؟

1-آزاد بايد گردد

2-آنكه برادرم كشت

3-فقط جمهوري اسلامي

4-حق مسلم ماست

5-گزينه ي 1 تا ۵

 

 تركه طلاق گرفت بعد دعا كرد و گفت

این دلبر شیرین که که سپردی به منش               بس که گوه بود سپردم به ننه اش

 

يه روز يه ترکه با سر و صورت زخمي ميره سر کار دوستاش بهش ميگن چرا سر و شکلت اينجوريه؟ ميگه خانومم گل بارونم کرد ميگن پس چرا اين طوري؟ آخه يادش رفت از گلدون درش بياره

 

دوستان love  مخفف چيست

L --- لياقت

O--- اميدواري

V---وفاداري

E--- انرژي هسته اي حق مسلم ماست

 

 من شخصا از دوستاني كه روي دستشويي ميشينن و:: اهم:: ميگن تشكر ميكنم چون

ا==انرژي

ه==هسته اي حق مسلم

م== ماست

 

انرژي هستهاي رو تعريف كنيد

1) جوكش رو شما بگو

2)چيزي كه حق مسلم ماست

3)چيزي كه آمريكا ندارد

4)چيزي كه نمي توان با آن بمب اتمي ساخت

 
 
آقایی می ره لباس فروشی شلوار کردی بخره چون که اسمش رو نمی دونست می گه آقا شلواره خانواده داری؟

 

به تركه ميگن نظرت راجع به گل چيه ؟ ميگه همان بس که در قرآن آمده "گل هو الله احد"

 

یک روز در يخچال یه ترک کنده میشه جاش پرده میزاره !

 

ترکه می خواسته زير بارون خيس نشه ، هی جاخالی مي داده .

 

پياز و سير با هم دعوا مي کنن ، سير به پياز می گه: حيف که سيرم و الا می خوردمت.

 

يكی ميره پيش خدا ميگه : خدايا چرا زنها اينقدر زيبا هستند ؟ خدا میگه : تا شما مردها اونها رو دوست داشته باشيد ، بعد ميپرسه پس چرا اينقدر احمقند ؟ خدا ميگه : آخه اونها هم بايد شما مردها رو دوست داشته باشن دیگه!

 

تركه بادكنك فروشی باز ميكنه بالای مغازه اش ميزنه بادكنك اعلا به شرط چاقو

 

يه كبوتره مست ميكنه بجای نامه ايميل ميده

 

يه تركه داشته پرتقال پوست ميكنده با خودش ميگفته خدا كنه داخلش موز باشه

 

يه روز تركه ، البرادعی رييس سازمان آژانس اتمي رو ميبينه ميگه آقا ببخشيد شما دكتريد يارو ميگه آره . تركه مي گه شما اگه دكتريد چرا تو آژانس كار ميكنيد!

 

به ترکه می گن یه تصویر رمانتیک بکش یه بربری سوخته می کشه از وسطش یه تیر رد شده .

 

مرغه اکس میزنه ، میگه قدس قدس قدس ...

 

يه روز يه قورباغه قرص اكس ميخوره ، كرال پشت ميره .

 

كرم ابريشم قرص اكس مي خوره پليور مي دوزه !

 

از ترکه می پرسن چی شد ترک شدی ميگه خر هار گازم گرفت!

 

يه روز يه ترکه به دوستشش ميگه : ما که تلفن نداريم ولی رفتی خونه بهم يه زنگ بزن ؟!

 

يه روز مردم می بينند عزرائيل ماکسيما سوار شده از اعرائيل مي پرسند تو ديگه چرا ماکسيما سوار شدی عزرائيل می گه يه پروژه عظيم تو بم داشتم .

 

به يه مرده ميگن فرق ژيان با ماشين های ديگر چيست ؟ ميگه : ژيان هم آدم رو می بره هم آبروی آدم رو...

 

يه روز دو تا پيغمبر داشتن ميرفتن يه صد تومني پيدا مي‌کنن که سرش دعوا ميشه. خلاصه بعد از کلي جنگ و دعوا به توافق ميرسن که تاس بندازن هرکي بيشتر آورد صد تومنيه مال اون بشه. اولي تاسو ميندازه شيش مياره و دومي هم ميندازه هفت مياره! اوليه عصباني ميشه ميگه خاک تو سرت براي صد تومن معجزه کردي؟!

 

به آمريکا ميگن چرا اومدی عراق؟ ميگه آخه امام حسين طلبيد! ميگن کی ميری؟ ميگه هر وقت امام رضا بطلبه!

 

شهردار تبريز اعلام كرد كه ميخواد مسير تهران- تبريز و برعكس رو آسفالت كنه.؟؟

 

یارو پا میشه میره حرم امام رضا، میگه امام رضا جان؟ تو با این همه طلا چرا آخه هشتم شدی؟

 

اصفهونيا رو از چهار تا چيز ميشه شناخت:
- همشون زيرشلواري آبي راه راه دارن
- هر قلوپ نوشابه كه مي‌خورن به شيشه نگاه مي‌كنن ببينن تا كجاش رفته
- جلوي در واميستن و به جاي اينكه بگن بفرمايين تو، ميگن حالا چرا نميان تو؟
- بستني ليواني كه مي‌خورن حتما درش رو مي‌ليسن

 

يه مرده تو رستوران غذاش و مي زاره روي ميز و مي ره دستشويي براي اينكه كسي به غذاش دست نزنه يه يادداشت مي زاره كنارش كه كسي به غذاي من دست نزنه زيرش هم امضا مي كنه قهرمان بوكس. بعد مياد مي بينه غذاش نيست و جاش يه يادداشته كه نوشته: من غذات و بردم. قهرمان دو !

 مشترك گرامي دسترسي به اين جوك امكان پذير نمي باشد.

يه بار يه تركه تويه يك عمليات تروريستي با كايت خودشو ميزنه به كاخ سفيد آمار كه ميگيرن ميبينن ۱۰۰ نفر كشته شدن ۹۹ نفر از خنده ۱ نفر هم خود تركه.

پیکانه بنزین سوپر میزنه.. ترمز دستیش نمی خوابه!!!!!!! (از بعضي جك ها نمي شه گذشت)

ترکه داشته تو اتوبان کرج با سرعت میرفته , یه دفعه رادیو پیام میگه : "رانندگان عزیز که در لاین تهران به کرج در تردد هستند مواظب باشن یه اتوموبیل در لاین مخالف در حرکت است" ترکه همینجور که داشته فرمونو اینور اونور میکرده میگه : لامصبا یکی دوتام نیستن ...

ترکه به شکمش میگه: تا کی من کار کنم تو بخوری شکمش جواب داد : میخوای من کار کنم تو بخوری.

تركه تو مسابقه ژيمناستيك از روي خرك نميپريده ميگفته :احترام به همنوع واجب است.

تركها واسه همدردي با زلزله زدگان بم همه خانه هايشان را خراب ميكنند.

یه روز یه فارس میره خونه ی خدا . خلاصه خیلی از کاراش پشیمون میشه و توبه میکنه و میگه من قسم میخورم دیگه واسه ترکا جک نسازم , همون موقع یه ترکه میزنه پشتش میگه آقا ببخشید قبله کدوم طرفه ؟

ترکه زنگ میزنه خونه ی دوست دخترش بابای دختره گوشیو بر میداره ترکه هول میکنه میگه ببخشید میدون انقلاب کدوم طرفه ؟

یه روز ترکه تو خیابون داشته میرفته , یکی بهش میگه آقا چرا پای چشت کبوده ؟ ترکه میگه : جان من ؟ درد هم میکنه ؟

ترکه میره مسجد وقتی میاد بیرون میبینه کفشاش نیست . با خودش میگه من کی رفتم خودم نفهمیدم؟؟!!

كيانوش داشته نماز ميخونده ميره قنوت بعد ميگه " ربنا آتنا في الدنيا ...." يه دفعه سحرناز ميگه : ها اي آتنا كي بيده؟؟

به ترکه ميگن عجب مملکت خر تو خری داريم ميگه آره بابا من ۳ بار رفتم سربازی هيچکی نفهميد

دست علی یارتون خدا نگهدارتوننظر یادتون نره

 
دانش مندان به تازگی کشف کرده اند که:کسانی که موقع ريدن، فکر میکنن .موقع فکر کردن میرنن .

 

خدا زمين و آسمان را آفريد گفت: چه زيباست.مرد را آفريد گفت: چه زيباست.زن را آفريد گفت: عيب نداره آرايش ميکنه خوشگل ميشه

 

يه روز يه ترکه توخيابون به دختره ميگه ميخواي بوست کنم ؟دختره ميگه: نه.ترکه ميگه :واسه خودت گفتم وگرنه من که زن دارم.

 

ترکه پشت ماشینش مینویسه یا زهرا یا هیچکس

 

اصفهاني قرص اکس مي خوره سوار ماشين مي شه. دو نفر حساب مي کنه.

 

مي دونيد بزرگترين آرزوي گوسفندا چيه ؟ جلو وانت بشينه.

 

فیلمهای برگریده جشنواذه قم:

  آخوندی با کفشهای کتانی

  امامه ای برای دو نفر

   صیغه شدگان

   ابا قرمزی

  من بچه شیخ 15 سال دارم

 

ترکه داشت یه اسب رو با حسرت نگاه می کرد ازش می پرسن چته ؟ میگه کاش تحصیلاتمو ادامه داده بودم

 

به یه ترکه میگن امام رضا چطور شهید شده؟ میگه تو حرمش بمب گذاشتن

 

ترکه میره خواستگاری میگن مهریه دختر ما ده ميليارد تومنه. ترکه میگه: چه خبره مگه شبی چند حساب کردی؟(به جون تو از دستم در رفت)

 

اگه دلتنگ باشی کسی نمی فهمه ... اگه عاشق باشی هیچ کس نمی فهمه.... اگه درد داشته باشی هیچ کس نمی فهمه... ولی کافیه فقط یه دفعه بگوزی تا همه بفهمن

 

به يه خره ميگن چرا اينقدر گوشات درازه؟ ميگه آخه هر خوشگلي يه ايرادي هم داره.

 

ترکه ماشینش پنچر میشه شروع میکنه از اگزوز ماشین فوت کردن لره میاد بهش  میگه همین کاره رو میکنین بهتون میگن خر دیگه مگه نمی بینی شیشه ماشین پایینه

 

المپيک آخوندا در سه رشته برگذارشد: 1-پرش با عبا 2-دو با نعلين 3-پرتاب عمامه

 

ترکه مشروب ميخوره شنگول مي شه گرگ مياد مي خوردش

 

به تركه ميگن كامپيوتر بلدي؟ ميگه:آره . بهش ميگن خوب روشن كن . ميگه: نه ديگه در اين حد

 

دو تا ترك سر اينكه كدوم وسط بخوابن دعواشون ميشه.

 

سه دسته فارس ، لر و ترک میرن راهپیمایی . دسته اول میگن: انرژی هسته ای حق مسلم ماست . دسته دوم میگن انژری هسته ای اعدام باید گردد دسته سوم میگن خلیج فارس ایرا ن آسفالت باید گردد!!

 

-اسپانيايي ها ميگن : "عشق ساكت است اما اگر حرف بزند از هر صدايي بلندتر است ايتاليايي ها ميگن: "عشق يعني ترس از دست دادن تو !" ايراني ها ميگن : "عشق سوء تفاهمي است بين دو احمق كه با يك ببخشيد تمام ميشود

 

ترکه میره حج ازش میپرسن چطور بود؟ میگه خیلی سنگ خورد تو سرم ولی بالاخره بوسیدمش.

یه ترکه cd می خره میبینه وسطش سوراخه می ره پس می ده

 

یه بار یه نفر به یه ترکه میگه کره خر ترکه تعجب میکنه و با خودش میگه عجب یعنی اینقدر جوون موندم؟

 

روز قيامت خدا به مردا ميگه: اونايي كه زن ذليل بودن سمت چپ بقيه سمت راست. همه ميرن سمت چپ فقط يكي نميره. خدا بهش ميگه چرا تو نرفتي اونور؟ ميگه: خانومم گفته اينجا وايسا

 

ترکه ميره لامپ فروشی ميگه ببخشيد گلاب به روتون لامپ دارين. يارو ميگه بله ولی چرا گلاب به رومون؟ ترکه ميگه آخه واسه دستشويی می خوام !

 

ترکه میره خیاطی میگه آقا این پارچه رو بگیر واسم کت شلوار بدوز هفته بعد میخوام نیام هفته بعد بگی چرخم خراب بود ، مریض بودم ، نرسیدم، واسم مسافرت پیش اومد و از این بهونه ها  ولش کن نخواستم اصلا پارچه مو  بده ببرم .

 

یه روز یه ترکه میره خونه رفیقش .وقتی میخواد بلند بشه بره رفیقش میگه حالا که ظهره نهار رو بخور بعد برو. ترکه میگه باشه . نهار رو میخوره بلند میشه که بره رفیقش میگه آخه با معده پر کجا میری ؟ یه چرت بزن بعد برو. ترکه میگه باشه .یه چرت میزنه بعد بلند میشه که بره رفیقش میگه بشین یه دست تخته بزنیم بعد برو. میگه باشه. یه دست تخته میزنه بعد بلند میشه بره رفیقش میگه الان که شب شده شام رو بخور بعد برو. ترکه میگه باشه. شام رو میخوره بعد بلند میشه بره رفیقش میگه این موقع شب کجا میخوای بری ؟ بخواب صبح برو. ترکه میگه باشه. میخوابه صبح بلند میشه بره رفیقش میگه صبحانه چی؟ ترکه میگه نه دیگه مرسی زن و بچه تو ماشین منتظرند.

 

ترکه میره دکتر فشارش رو اندازه میگیره .میگه آقای دکتر فشارم چنده .. دکتر میگه ۱۱..ترکه میگه ۱۱ قدیم یا جدید

 

به ترکه ميگن : از کجا ميايي؟ترکه ميگه :رفته بودم مادرزنم رو خاک کنم.بهش ميگن : چرا پس خونين و مالين شدي؟ترکه ميگه: خيلي مگاومت کرد.

 

-ترکه ماشینش تو برف گیر میکنه زنجیر نداشته سینه می زنه.

 

-ترکه :آقای دکتر این خریت من رو کلافه کرده.دکتر: از کی اینطوری شدی؟ترکه: از وقتی که کره خر بودم!

 

کرده با چتر میبره از کوه بایین چترش باره میشه از شلوارش استفاده میکنه

 

-به مرقه میگن تو چرا هر روز واسه ی شوهرت تخم میزاری میگه آخه آقامه دوسش دارم سرورمه دوسش دارم

 

از ترکه میبرسن از چه رنگی خوشت میاد میگه خر دلی

 

ترکه یه خر یتیم پیدا میکنه به فرزندی قبولش میکنه

 

دو تا مگس با هم ازدواج میکنن ماه عسل میرن گوه خوری

 

دو تا مگس با هم ازدواج میکنن مهريه خانم مگسه نصف دستشويي

 

مگسه دستشو میندازه گردن نامزدش میگه این انرو میبینی از اون بیشتر میخوامت

 

ترکه با رشتیه ازدواج میکنه بچش میشه خرماهی

 

بینوکیو با پدر ژبتو دعواش میشه واسش نامه میده عروسکی بودم برات که تو بهم نفس دادی

 

بادکنکه اکس میخوره میترکه

 

 

 
 
به ترکه گفتند: ۱۷ شهريور چه روزيه؟ کمی فکر کرد و گفت: فکر می کنم ۱۵ خرداد باشه!

به ترکه ميگن چرا زن نميگيري؟ ميگه: اي بابا، كي مياد زنش رو بده به ما؟!

-آرنولد ميره آبادان، همون شب اول آبادانيه تو خيابون بهش گير ميده كه: ولك تورو جون بوات.. تو رو جون ننت، فردا ما رو تو خيابون ديدي بهم سلام كن! خلاصه اونقدر التماس ميكنه، تا آخر آرنولد قبول ميكنه. فرداش آبادانيه داشته با دو سه تا از رفيقاش تو خيابون ‌چرخ ميزده، يهو ارنولد مياد ميگه: سلام عبود! آبادانيه ميگه: اَاه‌ه‌ ... باز اين سيريش اومد!

مرد: بازهم كه پارچه خريدي؟ زن: مي‏خوام برات دستمال بدوزم. مرد: اين كه چهار متر پارچه است؟ زن با بقيه‏اش هم براي خودم يه پيرهن مي‏دوزم.

لره داشته پشت بوم خونش رو آسفالت ميكرده،‌ آسفالت زياد مياره،‌ سرعت گير ميذاره!

دوتا پسر حوصله‌شان سر رفته بود. يكي از آنها گفت: بيا شير يا خط بيندازيم. اگر شير شد ميريم دوچرخه سواري، اگر خط شد ميريم ماهواره نگاه مي‌كنيم و اگر سكه روي لبه‌اش ايستاد ميريم درس مي‌خونيم!

روزي راننده كاميون به يك پيچ رسيد، دولا شد آن را برداشت!

تركه مي‌ره سيگار فروشي: آقا سيگار برگ دارين؟ خير. پس يك بسته كوبيده بدين!

راستي فهميدي ديشب خانه ما دزد آمد و الان دزده تو بيمارستانه؟ نه مگه چطور شد؟ هيچي، زنم فكر كرد، كه دير اومدم خونه!

سه نفر به جزيره آدم‌خوارها رفتند. آدمخوارها آنها را گرفتند و در ديگ آب جوش انداختند. كمي بعد در اولين ديگ را برداشتند ديدند اولي از ترس مرده. در ديگ دومي را برداشتند ديدند از ترس بيهوش شده. در ديگ سوم را برداشتند، تركه كه توي ديگ بود، در حالي كه بدنش را مالش مي‌داد گفت: ببخشيد روشور داريد؟

بچه‌اي از پدرس پرسيد: فرق تفنگ و مسلسل چيست؟ پدرش جواب داد: پسرم وقتي من و مادرت حرف مي‌زنيم بيا گوش كن. آن وقت مي‌فهمي فرقش چيه!


رئيس: خجالت نمي‌كشي تو اداره داري جدول حل مي‌كني؟ كارمند: چكار كنيم قربان، اين سروصداي ماشينها كه نمي‌ذاره آدم بخوابه!

چرا با جوراب خوابيدي؟ آخه اينطوري راحت‌تر مي‌خوابم! واسه چي؟ واسه اينكه ديشب با كفش خوابيدم، خوابم نبرد!

اولي به دومي: آن دو نفر را مي‌بيني؟ ده سال است كه ازدواج كرده‌اند و به قدري يكديگر را دوست دارند كه آدم فكر مي‌كند اصلا ازدواجي بين‌شان صورت نگرفته است!

زن: من بر خلاف تو هميشه موقع شنا سرم از آب بيرونه. شوهر: آخه عزيزم، چيز سبك هميشه روي آب مي‌مونه!

زن: اگه امشب نيايي بريم خونه مامانم ديگه منو نمي‌بيني! مرد: براي چي؟ زن: واسه اينكه چشمهاتو درمي‌آورم!

تركه يه بسته هزار تومني ميشمره، 250 تومن كم مياره!
 
يه هواپيما تو قبرستون تبريز سقوط ميكنه، فردا راديو تبريز ميگه: شب گذشته يك فروند هواپيماي توپولوف در حومة شهر تبريز سقوط كرده و تا اين لحظه 34513 جسد كشف شده! عمليات براي يافتن اجساد بقيه قربانيان همچنان ادامه دارد

تركه شاكي ميره ثبت‌احوال، ميگه: آقا اين اسم من خيلي ضايست، بايد حتماٌ عوضش كنم. كارمنده ازش ميپرسه، مگه اسمتون چيه؟ تركه ميگه: اصغرِ ان‌چهره! كارمنده ميگه: آره خوب حق داريد، بايد حتماً عوضش كنيد. حالا چه اسمي ميخوايد بگذاريد؟ تركه ميگه: اكبرِ ان‌چهره!

از تركه ميپرسن: ميدوني USA مخفف چيه؟ ميگه: يوم‌الله سيزده آبان!

تركه ميرسه سر يك صحنة تصادف، از يكي ميپرسه: ببخشيد قربان، اينجا چه خبره؟ يارو هم ميگه: هيچي آقا، اين بدبخت گوزپيچ شده! تركه ميره تو فكر، بعد يك مدت يك بنده خداي ديگه مياد از تركه ميپرسه:ببخشيد اينجا چي شده؟ تركه ميگه: ايلده منم خوب نفهميدم، نميدونم اين بابا پيچيديه گوزيده، گوزيده پيچيده، سر پيچ گوزيده؟!

تركه زنگ ميزنه فلسطين، ميبينه اشغاله!

تركه ميگوزه، دنبال پوكش مي‌گرده!

به ترك ميگن يه معما بگو،‌ ميگه: اون چيه كه درازه،‌ زرده، موزه؟!

تركه سرش ميخوره به ميلة وسط اتوبوس، جا به جا ولو ميشه كف اتوبوس. بعد از چند لحظه، چشماشو باز ميكنه ميبينه ملتي كه واستادن بالا سرش ميله رو گرفتن، ميگه: ولش كنين ببينم چي ميگه

تركه بيهوا مياد تو اتاق، خفه ميشه!

تركه ميره زير ماشين، رفقاش با دمپايي ميزنن درش ميارن!  

تركه سنگ مينداخته تو صندوق صدقات، ازش ميپرسن: بابا اين چه كاريه ميكني؟! ميگه: ميخوام به انتفاضه كمك كنم!

لره داشته با تمام وجود وضو ميگرفته و دستاشو محكم ميكشيده رو هم، ازش ميپرسن: چرا اينقدر محكم وضو ميگيري؟ ميگه: چني آرم وضو ميرم كه هيچ گوزي نتنِه باطلش كنه!

يه روز يه ترکه با يه لره با يه قزوينيه با يه تهرونيه با يه رشتيه با يه خارجيه با يه اصفهانيه با من تصميم گرفتيم تو رو بذريم سره کار که گذاشتيم

گوسفند رو ميخوان ببرن جاي سواره وانتش مي کنن عقب وانت ميشينه ميزنه زيره گريه ميگن چرا گريه مي کني ميگه آخه ميخوام جلو بشينم مي برنش جلو بازم ميزنه زيره گريه مي گن چرا باز گريه مي کني ميگه آخه ياده دفعه قبل که عقب بودم افتادم گريم گرفت

آرداواس بعد بيست سال از آمريكا برميگرده ايران و يك ساندويچ فروش ميزنه. روز اول، تركه مياد ميگه: قربون دستت، يك ساندويچ سوسيس بده. آرداواس كه هنوز خوب از حال و هواي ديار كفر درنيومده بوده، ميپرسه: "تو گو" بدم؟ تركه شاكي ميشه، ميگه: نه مرتيكه، تو نون بده!

بچه: بابا، هواپيماي به اين بزرگي رو چطور مي دزدند؟ - پدر: اول صبر مي كنند بره بالا، كوچيك كه شد بعد مي دزدنش!!!

دو تا بلوچه ميرن تهران يك فولكس قورباغه اي ميخرن، برميگردن طرف بلوچستان. نزديكاي زاهدان يهو فولكسه خاموش ميشه، هركار ميكنن ديگه روشن نميشه. يكيشون برميگرده به اون يكي ميگه: اوره ياسروك، برو نگاه كن ببين ماشين چه مرگش زده. ياسروك ميره درِ كاپوتو باز ميكنه، يك نگاه ميكنه با تعجب ميگه: اوره كَريموك! بيا كه ماشين موتور انداخته! خلاصه اولي پياده ميشه مياد يك نگاه ميندازه، ميگه: برو از صندوق عقب ابزار بيار، خودم درستش ميكنم! خلاصه ياسروك ميره درِ صندوق عقب رو وا ميكنه، يهو داد ميزنه: اوره كريموك! بيا كه از تهران تا اينجا دنده عقب اومديم!

يارو زن اسرائيلي ميگيره رو تشك حاضر نميشه

معلم:كي ميدونه گاو چند تا استخوان داره؟ دانش آموز:آقا قصاب

تركه ميره مغازه چقدر گوشت درازه
-تركه با كُت وزير شلواري تو خونشون نشسته بوده. ازش مي‌پرسند: واسه چي تو خونه كت پوشيدي؟ ميگه: آخه شايد مهمون بياد! ميپرسن: پس چرا ديگه زير شلواري پوشيدي؟! ميگه: خوب شايد هم نياد!!!

يه روز يه ترکه دماغشو ميکشه بالا چشاش سبز ميشه !!!

به تركه ميگن اندوهناكترين لحظه عمرت كي بود؟ميگه والا اون روز كه بم زلزله امده بود ما رفتيم كمك. يه بچه 12 ساله رو از زيرآوار در اوردم و اونو خاكش كردم. اين اندوهناكترين لحظه عمرم بود. بهش ميگن آخه چرا؟ميگه آخه بچه ي همينطور ميگفت ترك خر من زنده ام ولي من گوش نكردم.

به تركه ميگن: اگه امريكا كره و عربستان وژاپن رابگيره چي ميشه؟ميگه ايران ميره جام جهاني

تو اردبيل شبكه تلويزيونيشون داشته رازه بقا نشون مي داده كه دو تا كره خر مي زنند كه شير رو مي كشند همونوقت برنامه قطع ميشه و نشون مي ده ورزشكاران دلاوران نام آوران ...

يه بار يه خانم باردار جيشش نميومده ميره سونوگرافي معلوم ميشه نوزادش پتروس فداركاره


يه روز يه تركه تو رود خانه داشته غرق مي شده كه يه خره نجاتش ميده بعد تركه به خره ميگه خدا از برادري كمت نكنه

يه روز يه تركه مي ميره عكسي ازش نداشتن تا گردن خاكش مي كنند .

تركه شرت خارجي ميخره كونش احساس غربت ميكنه

تركه شرتش خيس ميشه تخماش جوونه مي زنه(شرمنده)

روز يه مرده ميره دكتر مي گه من هر شب مسابقه فوتبال خرها را تو خواب ميبينم دكتر يه سري قرص براش مينويسه ميگه از امشب بخور.مرده ميگه نميشه از فردا شب بخورم دكتره ميگه برا چي؟ مرده ميگه آخه امشب فينالشونه...

از تركه مي پرسن نظرت راجع به زندگي چيه ؟ ميگه مربع زندگي سه ضلع دارد: ايمان و تقوا

 تركه ريئس فدراسيون شطرنج مي شه شاه رو برميداره

 از قهرمان شنا مي پرسن شما فعاليت هاي خودتون رو از كجا شروع كردين ميگه از زمين هاي خاكي

 به يارو ميگن علي يارت ميگه يار خودتون تيم ما كامله

 تركه تو دستشويي نشسته بود يكدفعه عاروق ميزنه ميگه واي كه بر عكس نشستم

دو تا جوجه از كوچيكي با هم قرار ميزارن وقتي بزرگ شدن با هم عروسي كنند.بعد كه بزرگ شدند ميبنن هر دو تا شون خروسند.

 به تركه ميگن شهرتون چند تا آثار باستاني داره؟ ميگه فعلا هيچي نداره ولي دارن مي سازن

 اصفهاني موز ميخره تا يك هفته دستشويي نميره

تركه برف پاك كن ماشينشو ميزنه هيبنوتيزم ميشه
-يه روز يه تركه اي داشته پياده ميرفته كارواش بهش مي گن چرا پياده ميري ميگه آخه اين دوقدم را را كسي با ماشين ميره؟

به تركه مي گن تو نمي خواي آدم بشي ميگه من از اين قرتي بازيا خوشم نمي ياد.

ترکه دل درد داشت رفت دکتر. دکتر يه ظرف کوچيک بهش داد و گفت: فردا تو اين مدفوعت رو بريز بيار. ترکه فرداش با يه سطل پر عن رفت پيش دکتر...! دکتر گفت اين چيه...؟ چرا اينقدر زياد...؟ گفت: آقاي دکتر، گفتم شايد تعارف ميکني.

تركه زن اسرائيلي ميگره نميره رو دشك

خيلي دوست دارم با تو برم ماهي گيري چون عقيده دارم تو خيلي كرم داري!

تركه زنگ ميزنه اداره هواشناسي ميگه آقا دستتون درد نكنه امروز هوا خيلي خوب بود.

تركه كيف سامسونت ميخره !! اگه كفتيد از كجا مي فهمن تركه !! كيفا مي ذاشته تو زنبيل

حالا اگه گفتيد چه جوري يه فيلا تو يه يخچال جاش ميدن ؟ جوايش راحته : به سختي

يه دانشمند اردبيلي يه تيكه يخ گرفته بوده بالا، ‌داشته خيلي متفكرانه بهش نگاه مي‌كرده. رفيقش ازش ميپرسه: چيرو نگاه ميكني؟ طرف ميگه: ازش آب ميچيكه ولي معلوم نيست كجاش سوراخه

يه روز يه بمي مي ره مکه،خونه خدارو تکون ميده؟ ميگه: حالا خودت خوشت مياد

يه روز يه پرگاره مست مي کنه،مربع ميكشه

تو جزيره آدم‌خورا يك بابايي ميره ساندويچ فروشي، يك ساندويچ مغز سفارش ميده. ساندويچيه ميگه: ميشه 2 تومن. مرده عصباني ميشه ميگه: يعني چي؟ مگه سَرِ گردنست؟! هفته پيش يك تومن بود! ساندويچيه ميگه: آخه اين مغز تهرونيه، بابا ‌بالاخره يك كلاس خاص خودشو داره. مردك هم ساندويچش رو ميخوره و چيزي نمي‌گه. هفته ديگه مياد دوباره يك ساندويچ مغز سفارش ميده، اين دفعه ساندويچيه ميگه:‌شد 10 تومن! يارو خيلي شاكي ميشه، ميگه‌: بابا چه خبرته؟! ساندويچيه ميگه: آخه عزيز من،‌اين دفعه مغز رشتيه، كلي فسفر داره به جان تو! باز طرف چيزي نمي‌گه و پول و ميده و ساندويچش رو مي‌خوره. هفته بعد دوباره مياد و يك ساندويچ مغز سفارش ميده، اين دفعه ساندويچيه ميگه: ميشه 100 تومن! يارو ديگه پاك شاكي ميشه و ساندويچ رو مي‌كوبه رو ميز داد ميزنه: اين چه مسخره بازيه دراوردي؟! ساندوچيه ميگه:‌آخه عزيز من،‌اين يكي مغز تركه،‌ بايد 100 تا كله بشكنيم تا ازش يك ساندويچ دربياد!!

به تركه ميگن چرا شماها انقدر ساده ايد ؟ ميگه نه بابا يه مدل تو افريقا هست راه راهه

تركه داشته راديو پيام گوش ميداده،‌ گزارشگره ميگفته: راه بهارستان به امام حسين بسته‌است، راه انقلاب هم به امام حسين بسته‌است... ‌تركه ميگه:‌ باشه بابا بستس كه بستس، ديگه چرا هي به امام حسين قسم ميخوري؟!

تركه رو داشتن ميبردن اتاق عمل، ازش ميپرسن: همراه داري؟ ميگه: آره، خاموشش كردم

به ترکه ميگن بچت رو بيشتر دوست داري يا نون بربري رو. ميگه تورو خدا منو سر دوراهي نگذاريد

به تركه مي گن نظرت درباره زلزله چيه؟ ميگه:برنامه خوبي ولي وقتش كمه

 تركه رو به جرم جعل اسكناس هفتاد توماني دستگير ميكنن.

تركه داشته شامپو رو بدون آب به كلش مي ماليده.ميگن چرا آب نمي ريزي رو كلت؟ميگه:آخه نوشته براي موهاي خشك

تركه به خونه دوست دخترش زنگ ميزنه باباي طرف گوشي رو بر ميداره تركه هل ميشه و ميگه:ساعت ده و بيست دقيقه ي صبح

 
به تركه ميگن: با «ابريشم» جمله بساز، ميگه: هوا ابريشم خوبه!

به تركه ميگن: با «اختاپوس» جمله بساز. ميگه: اوخ، تا پوستم نسوخته برم تو سايه!

به تركه ميگن: با «بنزين» جمله بساز. ميگه: خوش به حال شماها كه سوار بنزين!

به تركه ميگن: با «تلاش» جمله بساز،‌ ميگه: مادرم رفت بازار طلاشو فروخت!

به تركه ميگن: با «توكيو» جمله بساز، ميگه: من خديجه رو دوست دارم توكيو؟!

به تركه ميگن: با «جام جم» جمله بساز. ميگه: صبح كه از خواب پاميشم جامو جم مي‌كنم!

به تركه ميگن: با «حميد و فريد» جمله بساز. ميگه: شما با هميد؟ چند نفريد؟

به تركه ميگن: با «خرچنگ» جمله بساز، ميگه:‌ كره خر چنگ نزن!

به تركه ميگن: با «رادار» جمله بساز ميگه: از اينجا به خونه ما راداره!!

به تركه ميگن: با «زنبور و خر و گاو» جمله بساز،‌ ميگه: زنبور خره، گاو منه!

به تركه ميگن: با «ستيز» جمله بساز، ميگه: موبايل سِت ايز آف (mobile set is off)!!!

به تركه ميگن: با «سي‌دي» جمله بساز، ميگه: چُسيدي!

به تركه ميگن: با «سينا» جمله بساز. ميگه: با عباس‌اينا رفتيم بيرون!

به تركه ميگن: با «شمشير» جمله بساز، ميگه: فدات شم شير مي‌خوري؟!

به تركه ميگن: با «شيشه» جمله بساز،‌ ميگه: ساعت يك ربع به شيشه!

به تركه ميگن: با «صداقت» جمله بساز، ميگه: داشتم با تلفن صحبت مي‌كردم صدا قطع شد!

به تركه ميگن: با «عدس» جمله بساز، ميگه: اگه امشب نياي اَدست دلخور ميشم!

به تركه ميگن: با «علي» جمله بساز. ميگه: صندلي

به تركه ميگن: با «قيمت» يك جمله بساز، گفت: مامان بدو تو آشپزخونه كه خورشت قيمت سوخت.

به تركه ميگن: با «كار و كوشش» جمله بساز، ميگه: شلوار كار من كوشش ؟!

به تركه ميگن: با «كشاورز» جمله بساز،‌ ميگه: كس ‌كشا ورزش كنيد!

 

 



نوشته شده توسط آرش تاریخ چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385 و ساعت 6:53

|+|

http://atishbare.blogfa.com