تبليغاتX
××....کلبه هشتم عشق....××
××....کلبه هشتم عشق....××

شیشه ی پنجره را باران شست                           

          از دل من اما   

                          چه کسی یاد تو را خواهد شست؟



نوشته شده توسط آرش تاریخ پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385 و ساعت 11:55

|+|

http://atishbare.blogfa.com

دوستت دارم



نوشته شده توسط آرش تاریخ یکشنبه دوازدهم شهریور 1385 و ساعت 3:25

|+|

http://atishbare.blogfa.com

ساحل نشین اشک



نوشته شده توسط آرش تاریخ شنبه یازدهم شهریور 1385 و ساعت 4:17

|+|

http://atishbare.blogfa.com

هیچ کس تنهایی ام را حس نکرد لحظه های ویرانم را حس نکرد

تنهایی را دوست دارم زیرا بی وفا نیست

تنهایی را دوست دارم زیرا عشق دروغی در آن نیست

تنهایی را دوست دام زیرا تجربه کردم

تنهایی را دوست دارم زیرا خداوند هم تنهاست

تنهایی را دوست دارم زیرا ....

در کلبه تنهایی هایم در انتظار خواهم گریست و انتظار کشیدنم را پنهان خواهم کرد...
شاید در سکوتی یا شاید در شبی سردو بارانی .....!!!



نوشته شده توسط آرش تاریخ جمعه دهم شهریور 1385 و ساعت 5:15

|+|

http://atishbare.blogfa.com

مانده ام تنهای تنها



نوشته شده توسط آرش تاریخ جمعه دهم شهریور 1385 و ساعت 5:12

|+|

http://atishbare.blogfa.com

سالها رفتند و من....

سالها رفتند و من دیگر ندیدم             سروری نه قراری نه بهارل نه

 هفت شهر عشق را گشتم بدنبالش          از آنهمه گذشته، یادگاری نه

  تا که غربت یار من دربر گرفت            دل بهانه های خود از سرگرفت

     گرمی خورشید هم آخر گرفت

کلبه ام خاموش شد      آتشم افسرد      غنچه های بوسهام      برعکس او پژمرد

باد یادِ عاشقانرا برد                          باد یادِ عاشقانرا برد



نوشته شده توسط آرش تاریخ جمعه دهم شهریور 1385 و ساعت 5:12

|+|

http://atishbare.blogfa.com

تقدیم به اون کسی که منو تنها گذاشت

همه مي پرسند « چرا شكسته دلت ؟ مثل آنكه تنهايي ؟ ... چقدر هم تنها !پاسخ يك دريا را در قطره نمي توان پيدا كرد ... و سخن هزاران سال را در لحظه نمي شود جستجو كرد .... حرفهاي ساده من چقدر در هزارتوي ذهن پيچيده مي شود ؟ مگر ساده تر از اين هم مي توان صحبت كرد ؟‌! من از قله نمي آيم ... دره هم جاي من نيست ... من شهسوار عشقم و عشق همراه باد هميشه فرار مي كند... جاده ترك برداشته است از استواري من ... من كوله بار خويش را بسته ام



نوشته شده توسط آرش تاریخ جمعه دهم شهریور 1385 و ساعت 5:10

|+|

http://atishbare.blogfa.com

دوستی و عشق

شاید

 

                                     دوستی و عشق:

 

یه روز دوستی از عشق پرسید:

 

فرق ما دو تا چیه؟

 

عشق گفت:

 

تو با یه سلام شروع میشی ولی من با یه نگاه

 

عشق از دوستی پرسید:

 

حالا از نظر تو فرق ما دو تا چیه؟

 

دوستی گفت:من با یه دروغ تموم میشم و تو با مرگ

 



نوشته شده توسط آرش تاریخ جمعه دهم شهریور 1385 و ساعت 4:25

|+|

http://atishbare.blogfa.com